هذیانها از برجستهترین اختلالات محتوای تفکر در روانپزشکی هستند که میتوانند زندگی فرد و خانواده را دگرگون کنند. یکی از اشکال نادر ولی مهم این اختلالات، دیلوژن فقر در روانشناسی است. این پدیده به عنوان یک باور غیرواقعی و تغییرناپذیر مبنی بر از دستدادن تمام داراییها، بیپولی مطلق و بیچارگی مالی شناخته میشود که اغلب با شرایط دشوار روانی و اختلالات زمینهای همراه است. بررسی و شناخت دیلوژن فقر در روانشناسی برای متخصصان سلامت روان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شناسایی، تبیین و درمان صحیح آن میتواند از پیامدهای ناگوارحیات فرد و خانواده جلوگیری کند.
تعریف دیلوژن فقر در روانشناسی

دیلوژن فقر در روانشناسی (Poverty Delusion)، نوعی هذیان مشخص است که فرد به طور غلط ولی غیرقابل انعطاف، خود را کاملاً فقیر، بیچیز یا ورشکسته میپندارد. در این حالت بیمار، حتی در غیاب شواهد یا دادههای مالی عینی و علیرغم اثبات مکرر اطرافیان، کاملاً قانع است که منابع مالی خود را از دست داده است.
دیلوژن فقر در روانشناسی معمولاً به صورت یک باور محکم و غیرقابل تغییر ظهور میکند؛ به این معنی که حتی قانعکنندهترین شواهد بیرونی نیز باعث بهبود آن نمیشود. فرد ممکن است اظهاراتی مانند «من پولی ندارم»، «تمام داراییام را از دست دادهام»، یا «خانوادهام هم بهزودی نابود خواهند شد» مطرح کند و براساس این باورها، رفتارهای خود را تنظیم میکند.
زمینههای ظهور دیلوژن فقر در روانشناسی
در بستر بالینی، دیلوژن فقر در روانشناسی بیشتر در بیماریهای شدید روانی دیده میشود؛ خصوصا در موارد زیر به شرح زیر است.
افسردگی شدید با ویژگیهای روانپریشانه
افراد مبتلا به افسردگی ماژور ممکن است دچار هذیانهای تهیدستی شوند؛ به این صورت که شدیداً باور دارند هیچگونه ثروت یا شغلی نخواهند داشت، حتی اگر از لحاظ عینی اینطور نباشد.

سایکوزها (روانپریشیها) و اسکیزوفرنی
در برخی بیماران اسکزوفرن، دیلوژن فقر در روانشناسی به صورت اعتقاد راسخ به نابودی مالی و تهیدستی کامل ظهور میکند و حتی به رفتارهای پرخطر یا ترک فعالیتهای روزمره میانجامد.
اختلالات نورولوژیک و زوال عقل
در سالمندان مبتلا به زوال عقل، بروز هذیانهای مالی شایع است و گاهی دیلوژن فقر در روانشناسی محور اصلی نگرانیهای بیمار میشود (اگر به این موارد علاقه دارید، می توانید مقاله عملکرد اجرایی در روانشناسی را مطالعه کنید).
ویژگیهای شناختی و هیجانی بیماران مبتلا

تحقیقات نشان میدهد دیلوژن فقر در روانشناسی با ویژگیهای شناختهشده زیر همراه است:
- سطح بالای اضطراب و ناامیدی بیمار دائم دچار نگرانی درباره آینده مالی، بیخانمانی یا حتی گرسنگی است.
- احساس شدید بیارزشی در بسیاری موارد، این هذیان بازتابی از باورهای منفی عمیق درباره خود و اقتدار مالی است.
- تحتالشعاع قرار گرفتن عملکرد روزمره فرد ممکن است کار، روابط و حتی مراقبت از خود را رها کند، چون باور دارد دیگر شانسی برای بازیابی یا پیشرفت وجود ندارد.
- افسردگی و کنارهگیری اجتماعی: بسیاری از بیماران علاوه بر هذیان فقر، دچار علائم افسردگی میشوند و به دلیل احساس ناتوانی و بیپناهی، از تعاملات اجتماعی فاصله میگیرند.
تبیینهای روانشناختی دیلوژن فقر در روانشناسی

نظریههای مختلفی برای تبیین دیلوژن فقر در روانشناسی مطرح شدهاند:
- دیدگاه سایکودینامیک بر اساس این نگاه، ریشه هذیانهای فقری ممکن است دفاع علیه احساس عمیق بیکفایتی و گناه ناخودآگاه باشد. بیمار از طریق این هذیان، وضعیت نا-قابلتحمل روانی را به حوزهای مالی بیرونی فرافکن میکند.
- دیدگاه شناختی طبق این رویکرد، تغییرات افراطی در الگوهای تفکر و فرایندهای اطلاعاتی، فرد را به سوی تحریفهای شدید درباره وضعت مالی سوق میدهد. تحریفها آنقدر قدرتمند هستند که تمام مدارک منطقی را بیاثر میکنند
- دیدگاه زیستی-عصبی پژوهشهای تصویربرداری، ارتباط دیلوژن فقر در روانشناسی را با اختلال در شبکههای دوپامینی و مناطق خاصی از مغز (مانند قشر پیشپیشانی) نشان دادهاند؛ جایی که پردازش اطلاعات مربوط به ارزش و پاداش انجام میشود.
- دیدگاه رفتاری-یادگیری بر اساس این رویکرد، تجربههای منفی مکرر در زمینه شکستهای مالی یا محرومیتهای اجتماعی میتواند از طریق شرطیسازی و تقویت منفی، به شکلگیری و تداوم هذیان فقر منجر شود.
دیلوژن فقر در روانشناسی و همایندی با سایر اختلالات
نکته مهم این است که دیلوژن فقر در روانشناسی معمولاً تنها یک نشانه نیست، بلکه همزمان با ویژگیهای دیگری از اختلالات روانی ظاهر میشود:
- افسردگی اساسی اغلب با سایر هذیانهای گناه، بیارزشی و یا مرگ همراه است.
- افسردگی کاتاتونیک در برخی بیماران، هذیان فقر باعث رکود حرکتی و کنارهگیری شدید میشود.
- حملات اضطرابی و پانیک دائما با نگرانی هزینهها، از دست دادن شغل یا ناتوانی در تأمین مخارج افراد خانواده در هم میآمیزد.
نحوه شناسایی و ارزیابی دیلوژن فقر در روانشناسی
تشخیص دیلوژن فقر در روانشناسی مستلزم مصاحبه بالینی هدفمند با محوریت بررسی باورهای مالی، رفتار پولی و ارزیابی منبع شکلگیری این باورهاست. روانپزشک یا روانشناس باید تمایز میان نگرانی معمولی درباره پول (که در بسیاری افراد در شرایط دشوار اقتصادی دیده میشود) با هذیان غیرواقعی و غیرقابل انعطاف را ارزیابی کند. ابزارهای سنجش مانند مصاحبه ساختاریافته (SCID) و تستهای روانپریشی میتوانند به شناسایی دیلوژن فقر در روانشناسی و تمییز آن از سایر هذیانها (مثلاً هذیانهای آزار یا عظمت) کمک کنند (اگر به این موارد علاقه دارید، می توانید مقاله تنش درونی را مطالعه کنید).
پیامدهای دیلوژن فقر در روانشناسی بر زندگی فردی و اجتماعی
در سطح فردی، دیلوژن فقر در روانشناسی میتواند به بیانگیزگی شدید، کاهش خودمراقبتی، انزوا، قطع روابط و حتی افکار یا اقدامات خودکشی منجر شود. برخی بیماران از تمامی داراییهای خود صرفنظر میکنند، کمک دیگران را نمیپذیرند و به طور افراطی صرفهجویی میکنند یا حتی از دریافت درمانهای پزشکی ضروری خودداری مینمایند. در سطح اجتماعی، خانوادهها، مخصوصاً در کودکان یا همسران بیماران، تحت تاثیر احساس ترس و بلاتکلیفی قرار میگیرند. ممکن است منابع مالی خانواده کاملا مصروف درمان یا رفتارهای جبرانی بیمار شود.
درمان دیلوژن فقر در روانشناسی
درمان دیلوژن فقر در روانشناسی عموماً ترکیبی از روشهای دارویی و رواندرمانی است:
- دارودرمانی آنتیسایکوتیکها (به ویژه در بیماران روانپریش) و در برخی موارد داروهای ضدافسردگی میتوانند شدت هذیان را کاهش دهند.
- رواندرمانی حمایتی و شناختی هدف این رویکرد، ایجاد اعتماد، کاهش اضطراب و در مرحله بعد، اصلاح تدریجی باورهای غیرواقعی درباره فقر است (گاهی با تکنیک بازسازی شناختی و مواجهه تدریجی)
- درمان خانواده آموزش خانواده و حمایت آنها برای پایش علائم، افزایش سازگاری و کاهش تنش خانوادگی اهمیت بالایی دارد.
- مداخلات اجتماعی در موارد شدید، بستری، حمایت اجتماعی و برگزاری جلسات گروه درمانی نیز پیشنهاد میشود.
چالشها و پیشآگهی
درمان دیلوژن فقر در روانشناسی میتواند زمانبر باشد و برخی بیماران به دلیل هذیانهای شدید، همکاری لازم را نشان نمیدهند. پیشآگهی این اختلال بستگی به شدت روانپریشی، وجود یا عدم وجود بیماریهای همراه و میزان حمایت اجتماعی و خانوادگی دارد.
سخن پایانی
در پایان باید تأکید کرد که دیلوژن فقر در روانشناسی یک هذیان اختصاصی ولی عمیقا تاثیرگذار در طیف اختلالات روانی است. شناخت صحیح این پدیده توسط روانشناسان، خانواده و حتی جامعه پزشکی میتواند منجر به شناسایی بهندیشمحورانه، پیشگیری از عوارض و ارائه راهبردهای درمانی موثر شود. با توجه به افزایش مشکلات اقتصادی و فشارهای روانی جوامع امروزی، توجه به دیلوژن فقر در روانشناسی باید در اولویت برنامههای سلامت روانی قرار گیرد تا افراد گرفتار این هذیان، فرصت بازگشت به زندگی سالم را به دست آورند.












ارسال پاسخ